تبلیغات
Accounting and Management Articles - مدیریت بیمه:بررسى فقهى مسئلهٔ بیمه
 
Accounting and Management Articles
بنام عشق اول و آخر : خدا
درباره وبلاگ


به نام خدا
in the name of god

دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. پیامبر اکرم محمد (ص)
If knowledge is in the men Soraya Pars land it will lose. Prophet Mohammad
درورد خداوند بر محمد (ص) و خاندان او
Allah peace be upon prophet Muhammad and his family
با سلام به تمام بازدیدکنندگان محترم
Hello to all visitors with respect

مدیر وبلاگ : توکل مرادپور
نویسندگان

بررسى فقهى مسئلهٔ بیمه
آفتاب

تهیه و تنظیم:www.accountingroyal.ir

بیمه: بیمه براى ترمیم عواقب و آثار زیانبار خطر و جبران خسارت وارد به افراد به‌وجود آمده است. بیمه هم واجد فایدهٔ پس‌انداز و هم دربر گیرندهٔ مزایاى معاضدت و کمک‌رسانى است و حتى در بعضى موارد بر آنها برترى دارد. رجحان بیمه بر پس‌انداز آن است که بیمه‌گذار با مبلغ کمى که مى‌پردازد تضمینی، که توانائى رویائى با خسارت احتمالى را دارد، تحصیل مى‌کند. در حالى‌که پس‌اندازکننده از میزان و تواتر خسارت‌هاى احتمالى بى‌اطلاع است.

 (۱) . در بیمهٔ عمر سرمایهٔ فرزندان، در صورتى‌که بیمه‌شده پس از پرداخت یک قسط حق بیمه فوت کند دیگر استفاده‌کننده از سرمایه (فرزند)، تحت شرایطی، از پرداخت بقیهٔ اقساط حق بیمه تا پایان مدت قرارداد بیمه معاف است و شرکت بیمه در انقضاءِ مدت و در موعد مقرر تمام سرمایهٔ بیمه را به ذى‌نفع (فرزند) مى‌پردازد.  
 البته حسن پس‌انداز آن است که پس‌اندازکننده مى‌تواند موجودى پس‌انداز خود و بهرهٔ آن را به هنگام نیاز دریافت کند و براى رفع احتیاج خود به‌کار گیرد. در حالى‌که بیمه‌گذار وجود پرداختى به مؤسسهٔ بیمه را جز در مواقع فسخ قرارداد بیمه یا بازخرید بیمه‌نامه نمى‌تواند پس بگیرد، اما در عوض با پرداخت این وجوه، تضمین و تأمین و آرامش خاطرى براى خود یا اشخاص موردعلاقهٔ خود تحصیل مى‌کند که در زندگى آمیخته با خطر بشر ارزش و اهمیت زیادى دارد.  
 در مقایسهٔ بیمه و یارى‌رسانى باید گفت که در کمک‌رسانی، همان‌گونه که اشاره شد، زیاندیده کمکى از کمک‌کننده دریافت مى‌دارد که همیشه براى جبران خسارت‌هاى وارد بر او کافى نیست زیرا کمک و مساعدت هم با امکان‌هاى مالى کمک‌کننده و هم به میل و نیت او بستگى دارد. در حالى‌که در بیمه، بیمه‌گذار خود با انعقاد قرارداد بیمه داراى حقوق و مزایائى مى‌شود و شرکت بیمه در مقابل او متعهد جبران خسارت‌هاى احتمالى مى‌شود. در واقع بیمه‌گذار با یک اقدام و تلاش شخصى در سرنوشت خود دخالت و آیندهٔ خود را تأمین مى‌کند و به انتظار دستگیرى و اعانه و صدقهٔ دیگران نمى‌نشیند. با وجود این باید گفت که نقش بیمه در حوادث و خطرهاى مهم و فاجعه‌بار مانند زمین‌لرزه، سیل، جنگ، قحطى و امراض همه‌گیر و ... ناچیز است و بیمه در این‌گونه موارد فعالیت بسیار کارسازى ندارد یا اگر دارد محدود است. در این قبیل موارد امداد و کمک‌رسانى ملى نقش بسیار مهمى دارد. به‌طور کلی، در مقایسهٔ پس‌انداز و معاضدت و بیمه باید گفت که این نهادهاى اجتماعى هر یک نقش و وظیفهٔ مخصوص به‌خود را دارند و هیچ‌یک از آنها نمى‌تواند به‌طور کامل جانشین و جایگزین دیگرى شود؛ بلکه همهٔ این نهادها مکمل یکدیگر هستند و هر یک به‌جاى خود نیکو و ضرورى است. اما در مقایسهٔ بیمه با پیشگیری، به مصداق مثل علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد، تردیدى نیست که پیشگیرى به لحاظ نقشى که در نجات جان و مال انسان‌ها دارد اهمیت درجهٔ اول و برترى دارد و به‌همین جهت نیز شرکت‌هاى بیمه به امر پیشگیرى توجه و علاقهٔ ویژه‌اى دارند و در این زمینه سرمایه‌گذارى و تشریک مساعى مى‌کنند و توسعه و موفقیت پیشگیرى را حافظ منافع خود و ضامن حفظ و نجات حیات و اموال افراد مى‌دانند.

  نخستین بحثى که در باب بیمه مطرح مى‌شود، این است که آیا جزءِ یکى از عقود معهود در فقه است یا نه؟ ضرورت بحث از آن‌رو است که هر عقدى احکام خاصى دارد و اگر بیمه الزاماً جزءِ یکى از آن عقود باشد، ناچار باید در همه خصوصیات و احکام از آن عقد پیروى کند. ولى اگر جزءِ هیچ‌یک از آن عقود نباشد، آزادى بیشترى دارد. پس از این جهت لازم است بررسى شود که آیا بیمه جزءِ یکى از عقود متعارف معمولى نظیر بیع، اجاره و عاریه که در فقه مطرح است مى‌باشد یا نه؟ البته در عقود فوق که احتمال آن نمى‌رود ولى چند احتمال وجود دارد که بیمه جزءِ یکى از آنها باشد و آن هبه، ضمان و صلح است. اگر بیمه جزءِ یکى از آنها باشد، ناچار باید از مقررات خاص آنها هم پیروى کند.  
 بحث دیگر این است که اگر بیمه از همهٔ عقود متعارف فقهى خارج بود، آیا مى‌تواند درست باشد؟ اصولاً ما مى‌توانیم معامله‌اى داشته باشیم که جزءِ هیچ‌یک از این عقود و ایقاعاتى که در فقه مطرح است نباشد و در عین‌حال درست هم باشد، یا اینکه باید بگوئیم اگر معامله‌اى داخل در یکى از این ابواب متعارف فقهى شده درست است و اگر داخل نشد من‌درآوردى مى‌شود و در آن صورت قطعاً باطل است.(۱)  
 (۱) . برگرفته از: [استاد شهید] مطهری، مرتضی. بررسى فقهى مسئلهٔ بیمه، انتشارات میقاد، تهران: ۱۳۶۱  
 [3]  بیمه معامله معمولى
 علم و دانائى یکى از شرایط معامله است و معامله نباید از روى جهل و به‌صورت شانسى باشد، بلکه باید با چشم باز صورت گیرد. این شرط در هر عقدى حتى عقد نکاح هم صادق است. یعنى اگر مثلاً شخصى دو دختر دارد و پدر به‌عنوان وکالت در هنگام عقد بگوید: ”من یکى از دو دختر خود را به عقد ازدواج تو در مى‌آورم“ و پسر هم قبول کند و سپس انتخاب به‌دست پدر یا خود زوج باشد، امر مجهولى مى‌شود و معاملهٔ مجهول هم باطل است. در باب بیمه ممکن است گفته شود که این عقد، معاوضه‌اى میان دو امر مالى است. از یک‌طرف حق بیمه‌اى که بیمه‌گذار مى‌دهد و از طرف دیگر آن پولى که بیمه‌گر در ازاءِ خسارت متعهد شده است، و لذا معاوضه‌اى میان دو پول صورت مى‌گیرد. اگر واقعاً ماهیت بیمه معاوضه میان دو مقدار پول با این کیفیت باشد، طبق اصول فقهى باطل است و یکى از موانعى را دارا است که معامله را باطل و شبیه قمار مى‌کند و نیز به‌صورت امر مجهولى در مى‌آورد. در این مورد حق بیمه‌اى که من مى‌پردازم معلوم است ولى درمقابل چه مى‌خواهم بگیرم. آیا بالاخره وجهى مى‌گیرم یا نمى‌گیرم یا اصلاً در این مدت خسارتى بر من وارد نخواهد شد که من به چیزى بگیرم؟ به فرض اینکه در طول سال خسارتى هم وارد شود میزان این خسارت چقدر خواهد بود؟ که باز مبلغ آن مجهول است ، همان تأمین پیداکردن از ورشکستگى یا خسارت زیاد و از این قبیل است.  
  لذا پولى را که بیمه‌گر یا مؤسسه‌ بیمه مى‌دهد، طرف معامله نیست، یکى از عوضین معامله نیست، بلکه چیزى‌ که از طرف بیمه‌گر به بیمه‌گذار داده مى‌شود نفس تأمین است و همان تأمین و تعهد است که ارزش دارد و بیمه‌گذار هم در مقابل این تعهد، حق بیمه را مى‌پردازد. پس یکى از عوضین معامله پول بیمه‌گذار است که جنبهٔ مادى دارد و یکى دیگر از عوضین، تعهد و تأمینى است که بی لذا هم اصل آن و هم مبلغ آن مجهول است. بنابراین معلوم بودن که یکى از شرایط صحت معامله است در اینجا وجود نخواهد داشت و این عقد را باطل مى‌کند. ولى اگر ماهیت بیمه همان مسئلهٔ تأمین باشد که آن را به‌صورت معامله معلومى در آورد در آن صورت صحیح خواهد بود و اصولاً اینچنین هم تصور مى‌شود که ماهیت بیمه همین باشد و در واقع معامله‌اى که از یک‌طرف مجهول باشد نخواهد بود. جنبهٔ عقلانى این معامله هم که عقلاً اقدام به آن مه‌گر در مقابل آن پول به بیمه‌گذار مى‌دهد. تعهد یک امر مشخصى است و اگر عقلاً چنین معامله‌اى را اختراع کرده باشند که در مقابل تعهد، پول داده شود، چون تعهد امر مشخصى است لذا این معامله به هیچ‌یک از موانعى که در کتب فقهى مستور است بر خورد پیدا نمى‌‌کند و چنین معامله‌اى صحیح خواهد بود. بنابراین مشکل مجهول‌ بودن از باب بیمه، به این طریق حل مى‌شود.  
 [3]  بیمه از دیدگاه امام خمینى (ره)
 مسائل بیمه از دیدگاه امام خمینى (ره) چندبار مورد بحث قرار گرفته است. یک‌بار در تاریخ مرداد ماه ۱۳۴۳ هجرى در حوزهٔ علمیهٔ قم مطرح فرموده‌اند و بار دیگر در کتاب گران‌قیمت تحریرالوسیله که به‌سال ۱۳۸۴ هجرى قمرى در شهر بورساى ترکیه تألیف نموده، مسائل بیمه را ذکر فرموده‌اند و یک‌بار نیز در مسائل متفرقهٔ توضیح‌المسائل، جوانب مختلف این موضوع را مورد بررسى قرار داده‌اند.  
 [3]  بیمه از توضیح‌المسائل
 مسئله: بیمه قرار و عقدى است بین بیمه‌کننده و مؤسسه یا شرکت یا شخص که بیمه را مى‌پذیرد و این عقد مثل سایر عقدها محتاج به ایجاب و قبول است و شرایطى که در موجب و قابل و عقد در سایر عقود، معتبرا ست درا ین عقد نیز معتبر است و مى‌توان این عقد را با هر لغتى و زبانى اجراء کرد.  
 مسئله: ظاهراً تمام اقساط بیمه صحیح باشد، بیمه، چه بیمهٔ عمر باشد یا بیمه کالاهاى تجارتى یا عمارات یا کشتى‌ها و هواپیماها و یا بیمهٔ کارمندان دولت یا مؤسسات، یا بیمهٔ اهل یک قریه باشد. بیمه عقد مستقلى است و مى‌توان بعضى عقود دیگر از قبیل صلح آن را اجراء کرد.





نوع مطلب : مدیریت بیمه، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سخنان بزرگان