تبلیغات
Accounting and Management Articles - مدیریت عمومی:مدیریت بر خود
 
Accounting and Management Articles
بنام عشق اول و آخر : خدا
درباره وبلاگ


به نام خدا
in the name of god

دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. پیامبر اکرم محمد (ص)
If knowledge is in the men Soraya Pars land it will lose. Prophet Mohammad
درورد خداوند بر محمد (ص) و خاندان او
Allah peace be upon prophet Muhammad and his family
با سلام به تمام بازدیدکنندگان محترم
Hello to all visitors with respect

مدیر وبلاگ : توکل مرادپور
نویسندگان
چهارشنبه 2 آذر 1390 :: نویسنده : توکل مرادپور
 
مدیریت بر خود
پدیدآورنده: دکتر علی رضائیان

تهیه و تنظیم:www.accountingroyal.ir
 
آنچه از نظر خوانندگان گرامی می‎گذرد، چکیده‎ای از مباحث آقای دکتر علی رضائیان، رییس دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام در همایشی است که به همت دانشکده معارف اسلامی و مدیریت برگزار شده است. بحثی که این جلسه به آن خواهیم پرداخت، خود مدیریتی یا Sef management است. تجربه نشان داده است که اگر کسی بر رفتار خود نظارت و کنترل نداشته باشد، نمی‎تواند دیگران را مدیریت کند. توصیه‎های اولیه در خود مدیریتی شامل مواردی چون بالا بودن قوت اراده، مقاومت در مقابل دسیسه‎های شیطانی، کمک خواستن از خدا و ... می‎باشد؛ اینها همه نصیحت‎های خوبی است، اما برای عمل به خود مدیریتی کمتر کار شده است. دانشمندان علوم رفتاری تلاششان این بوده است که با گذشت زمان دستورهای کاربردی – عملیاتی ارائه دهند تا انسانها بر رفتار و عملکرد خود مدیریت داشته باشند. این نکته هم، قابل توجه است که میزان اعتماد ما به افراد، گروه‎ها و سازمان‎ها متناسب با میزان پیش‎بینی رفتارهایشان است؛ یعنی هر قدر بتوانیم رفتار افراد وسازمانها را پیش بینی کنیم، می‎گوییم آن افراد، گروه و یا آن سازمان قابل اعتمادترند و برعکس. مدیریت بررفتارهایی که به صورت عادت درآمده، دشوار است، حتی در ضرب المثل هم داریم:«ترک عادت موجب مرض است» .
خود مدیریتی برای ایجاد قدرت در افراد برای مدیریت بر رفتار وعملکردشان از سه طریق عمل می‎کند:اول، محرکها؛ دو دسته عامل وجود دارد که رفتارهای ما را شکل می‎دهد. دسته اول، عوامل درونی و دسته دوم عوامل بیرونی است.عوامل بیرونی همان محرکها هستند. پس وقتی ما می‎خواهیم رفتار خود را اصلاح و کنترل کنیم نخستین کار این است که بتوانیم محرکهای محیطی را تحت کنترل خود درآوریم. دوم، بحث حالات درونی است. عوامل درونی شامل نیازها، انگیزه‎ها و ... می‎باشد تا این عوامل در انسان شدید نشوند رفتار را شکل نمی‎دهند و رمزشان در شدّتشان است. آنچه در شدّت این عوامل تأثیر دارد، توقع و انتظار است که این توقع و انتظار جمع معرفت ما تا به امروز و به بیان دیگر فراگردهای شناختی ماست. بنابراین ما باید فراگردهای شناختی خود را نیز تحت کنترل درآوریم، تا بر شدت انگیزه و نیازها و سپس بر رفتار خود مدیریت داشته باشیم. سوم، نتایج است. در الفبای مدیریت می‎گوییم ما باید پیش زمینه‎ای را فراهم کنیم تا رفتاری شکل بگیرد. ادامة این رفتار در گرو نتایجی است که حاصل می‎شود؛ پس ما باید این نتایج را هم اقتضایی کنیم و سعی کنیم مطلوبیت این نتایج برای ما بالا باشد. پس برای این‎که بتوانیم بر رفتارها و عملکرد خود مدیریت داشته باشیم از سه طریق: مدیریت محرکهای محیطی، فراگردهای شناختی و نتایج اقتضایی به دست آمده عمل می‎کنیم.

در گذشته وقتی می‎خواستند به اصلاح رفتار بپردازند، سعی می‎کردند شخصیّت، نگرشها و ارزشهای افراد را تغییر دهند؛ اما در خود مدیریتی این گونه نیست. خود مدیریتی به دنبال تغییر نگرش و شخصیت نیست، بلکه می‎خواهد رفتار را تحت کنترل در بیاورد و اگر لازم باشد تغییراتی را در آن ایجاد کند؛ به عبارت دیگر خودمدیریتی از معرفت پذیری اجتماعی نشأت می‎گیرد.

برای ارائه الگوی خود مدیریتی،ابتدا چند مفهوم رفتاری را مرور می‎کنیم:

مفهوم اوّل، ادارک از خود؛ شناخت هر کس از شخصیّت خودش محدود است؛ یعنی هیچ انسانی تمام زوایای وجودی خود را نمی‎شناسد. انسانها در تعاملات اجتماعی به تدریج خود را می‎شناسند. میزان شناخت هر کس از شخصیّت خود را ادراک از خود می‎گویند.

دوم؛ احترام به خود؛ اصولاً یکی از نیازها، نیاز به احترام است. نیاز به احترام دو بعد دارد: یک بعد درونی، و یک بعد بیرونی. بعد درونی نیاز احترام به خود بر سه قسم است:

1- احترام به خود Sef respect 2- اعتماد به نفس Sef confidence 3- آزادی و استقلال فردی. اگر احترام به خود را بر روی یک نمودار در نظر بگیریم، دو بعد یا دو نهایت دارد.اولاً چه وقت نیاز به احترام در انسان‎ها شدید می‎شود؟ مطالعات نشان می‎دهد: نیاز به احترام وقتی تشدید می‎یابد که توان فرد از حد متوسط بیشتر باشد. اگرانسانی توانش از حد متوسط بالا رفته باشد، به توانایی‎های بالفعل و بالقوة خودش شناخت پیدا کرده است. این آگاهی او از توانایی‎هایش ممکن است موجب عزت نفس او شود که این بُعد مثبت احترام به خود به شمار می‎آید. ،اما بعد دیگر مغروریت است. این بعد، بعد منفی احترام به خود است که در رفتار شخص نمود پیدا می‎کند.

سوم، احترام به خود ناشی از سازمان؛ سه عامل در این میان تأثیر دارد: یک عامل، احترام مدیریتی است؛ یعنی هر چه مدیر در سازمان به منابع انسانی‎اش بیشتر احترام بگذارد، این باعث می‎شود، احترام افراد آن سازمان به خودشان بیشتر شود. عامل دوم، ساختار سازمان است؛ گاهی ساختار سازمان‎ها شخصیت انسان را خدشه دار می‎کند؛ لذا ساختار سازمان باید به گونه‎ای طراحی شود که انسانها در آن احساس کرامت و احترام به خود متناسب با شئونات داشته باشند. عامل سوّم، پیچیدگی شغل است.اینکه گفته می‎شود، مشاغل باید چالشی باشند و شغل‎ها متناسب با توان فرد طراحی می‎شوند، یکی از نتایج آن همین احترام به خود است.

چهارم، کامیابی فرا خود است؛ نگرش مثبت ما به دیگران موجب می‎شود خودآگاه و ناخودآگاه به گونه‎ای رفتار کنیم که زمینة موفقیت دیگران هم فراهم شود.

پنجم، نگرش مثبت از خودمان است؛ یعنی اگر ما پیام‎های مثبت به ذهنمان بدهیم، زمینه موفقیت برایمان فراهم می‎شود و اگر پیام منفی بدهیم، زمینه شکست را در خود ایجاد می‎کنیم.

عواملی که سبب فرستادن پیامهای مثبت یا منفی به ذهن می‎شود عبارتند از :

1- تجربیات گذشته؛ تجربه‎های گذشته بر باور ما در کامیابی خود تأثیر می‎گذارد.

2- الگوهای رفتاری دیگران؛ یعنی با الگو قرار دادن رفتار مثبت دیگران انگیزه انجام کار در ما تقویت می‎شود،

3- تشویق دیگران؛ برخی افراد توان انجام کار را دارند، اما هنوز اعتماد به نفس نداشته و تشویش دارند، لذا با تشویق می‎توان به فرد اعتماد به نفس داد تا از عهدة انجام آن کار برآید.

4-ارزیابی حالات احساسی – جسمی خود؛ در اینجا شخص با ارزیابی این عامل می‎تواند تأثیر به سزایی در رفتار وعملکرد خود داشته باشد. به کمک این چهار عامل، فرد می‎تواند پیام مثبت به ذهن خود بفرستد و در انجام عمل موفق شود. مفهوم بعدی، معرفت‎پذیری اجتماعی است. میزان خود کنترلی هر کس بستگی به بازخورهایی دارد که از محیط می‎گیرد. پس رابطة فرد با محیط، خود کنترلی را تشکیل می‎دهد؛ مثلاً اگر ما حرفی بزنیم که محیط از حرف ما استقبال کند، تشویق می‎شویم که دوباره آن حرف را تکرار کنیم.

حال در ادامه ، به بحث اصلی می‎پردازیم:

گفتیم که در خود مدیریتی در سه حوزه کار می‎شود: یکی محرکهای محیطی، دوم فراگردهای شناختی ودیگری نتایج است.

در الگوی مربوط به خود مدیریتی، ابتدا به محرکهای محیطی پرداخته می‎شود؛ یعنی هر کس برای خودش باید بعضی از محرک‎ها را ایجاد کند؛ مثلاً برای فراموش نکردن موضوعی، آن را روی دست خود می‎نویسید ی وقتی یک مدیر نمودار گانت می‎کشد، این نمودار، نقش یک یادآوری کننده را برای مدیر دارد، چون هر روز به مدیر این موضوع را یادآوری می‎کند که آیا از برنامه‎اش جلو یا عقب است. پس این یک محرک است؛ لذا ما باید سعی کنیم از این نوع محرکها برای موضوعات مهم استفاده کنیم. حتی دقیق دیدن و زاویة دید عمیق، محرک خوبی برای ماست. یکسری محرکهای منفی هم وجود دارد. ما باید سعی کنیم از این محرکهای منفی اجتناب کنیم. هر چیزی که باعث ایجاد انحراف از کارهای مهم و حساسی که می‎خواهیم انجام دهیم شود، باید از آن دوری کنیم. برعکس، باید به دنبال محرکهای مثبت که به ما انگیزه می‎دهد، برویم؛ مثلاً هدف‎گذاری فردی برای کارهای روزانه،خود محرّک بسیار خوبی برای ماست. با هدف گذاری دقیق در کارها، فعالیت‎های ما جهت دار و انجام صحیح آن عمل تضمین می‎شود. توصیة دیگر برای ایجاد محرّک در خود قرارداد با خود یا مشارطه است؛مثل شما می‎گویید تا این کتاب را تمام نکنم، به سراغ کار دیگری نمی‎روم. این قراردادی با خودتان است که با ایجاد انگیزه به شما کمک می‎کند به سراغ کار دیگر نروید و در خواندن کتاب پافشاری کنید؛ یعنی با بستن قرارداد با خود وقت‎های تلف شده و بدون استفاده را به وقتهای مفید تبدیل می‎کنید.

درخصوص فراگردهای شناختی، هر کس دنیای خارج را در ذهن خود به شکل خاصی منعکس می‎کند که به آن «نقشه ذهنی» می‎گویند. مطالعات نشان می‎دهد که بعضی انسا‎ن‎ها دنیای ذهنی خود را با تصاویر ترسیم می‎کنند. به این افراد، انسان‎های پدیداری می‎گویند؛ با این افراد از طریق نمودار، تصویر و ... بهتر می‎توانیم ارتباط برقرار کنیم. یا انسان‎هایی هستند که دنیای ذهنی خود را با اصوات ترسیم می‎کنند، به این افراد انسان‎های شنیداری می‎گویند.

لذا برای خود کنترلی و مدیریت بر خود ابتدا باید بافت ذهنی خود را شناسایی کنیم و ببینیم که از کدام دسته از افراد هستیم، چون پیام‎هایی که می‎خواهیم به ذهن خود بفرستیم باید متناسب با آن باشد. دوم این‎که بعضی تمرین‎های ذهنی را انجام دهیم.

اگر قبل از این‎که کاری را شروع کنیم، در ذهنمان تمرین کنیم و کنش‎ها و واکنش‎های ممکن را در ذهن مرور کنیم، حتماً موفق خواهیم شد. به زبان ساده باید بگوییم اول فکر و بعد عمل کنیم. این یک اصل است. پس قبل از پرداختن به کار و وارد شدن به صحنة واقعی باید فکر کرد که با چه واکنش‎های احتمالی مواجه خواهیم شد و در مقابل هر کدام از اینها چه واکنشی باید نشان دهیم. نکتة بعدی در این حوزه، گفتگو با خود است.دراین جا شما پیام کلامی به ذهن خود می‎دهید واین سوای تلقین است. این گفتگو با خود سبب می‎شود که شما پیام‎های مثبتی به ذهنتان بدهید که سبب موفقیت در کار شود. پس با روش‎هایی که ذکر شد، می‎توانیم کنترل فراگردهای شناختی خودمان را در دست گیریم.

حال به بخش رفتار می‎رسیم؛ دسته‎ای از رفتارها جاذب‎اند ولی ممکن است لازم نباشند و ما باید آن را با رفتارهای ضروری جایگزین کنیم؛ مثلاً کارکردن بر طبق جدول زمانی لازم، ولی غیر جذاب است؛ چون برای افراد، غیر مطلوب و غیر جذاب است که خودشان را در قالبی خاص و محدود تنظیم کنند. یا مثلاً آماده سازی خود برای پذیرش تغییر، چندان جاذب نیست، چون یکی از نیازهای ما استقلال و آزادی است و انسان به طور طبیعی دوست ندارد که تحت کنترل دیگران باشد.

پس مهم است که تشخیص دهیم که چه رفتارهایی غیر جاذب، ولی ضروری است تا آنها را در خود تمرین کنیم.

و اما حوزه سوم در خود مدیریتی، مدیریت نتایج است. ما باید سعی کنیم درخود مدیریتی، به خودمان باز خور مثبت بدهیم و کارهایی انجام دهیم که ماهیت انگیزشی دارند. لذا باید هدف گذاری ما به گونه‎ای باشد که بر شایستگی‎های ما بیفزاید، وقتی شایستگی‎ها زیاد شد انگیزه نیز به طور خودکار ایجاد می‎شود. روش دیگر برای کنترل رفتارهای خود، این است که از افراد دیگر به خصوص دوستان خود باز خور داشته باشیم؛ یعنی افرادی باشند که دائم رفتار ما را ارزیابی کنند.

با توجه و عنایت به سه حوزه‎ای که ذکر شد، به راحتی می‎توان به سطح مطلوبی از خود مدیریتی رسید.

پایگاه حوزه



نوع مطلب : مدیریت عمومی، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سخنان بزرگان